عمل پالایش نیابد، تا آن گاه که دانش درست شود [امام علی علیه السلام]
سایت خدماتی و هنری نایت اسکینابزار های وبلاگ نویسینمایشگر تاریخ به صورت فارسی
کل بازدیدها:----52188---
بازدید امروز: ----6-----
بازدید دیروز: ----1-----
هزاره

 
نویسنده: علی
دوشنبه 89/4/21 ساعت 11:50 صبح

وقتی کسی را دوست دارید ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .

وقتی کسی را دوست دارید ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .

وقتی کسی را دوست دارید ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیا ست .

وقتی کسی را دوست دارید ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .

وقتی کسی را دوست دارید ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .

وقتی کسی را دوست دارید ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .

وقتی کسی را دوست دارید ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .

وقتی کسی را دوست دارید ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .

وقتی کسی را دوست دارید ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .

وقتی کسی را دوست دارید ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .

وقتی کسی را دوست دارید ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد .

وقتی کسی را دوست دارید ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان  می شمارید .

وقتی کسی را دوست دارید ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .

وقتی کسی را دوست دارید ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .

وقتی کسی را دوست دارید ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید .

به راستی دوست داشتن چه زیباست ،این طور نیست ؟



  • کلمات کلیدی :
  •     نظرات دیگران ( )
    نویسنده: علی
    دوشنبه 89/4/7 ساعت 2:15 عصر

    تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد.
    او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد.
    سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و داراییهای اندکش را در آن نگه دارد.
    اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه جیز از دست رفته بود.
    از شدت خشم و اندوه درجا خشک اش زد............ فریاد زد: "" خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟""
    صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.
    مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید: شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟
    آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم.
    وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم..........
    چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است.
    پس به یاد داشته باش ، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.



  • کلمات کلیدی :
  •     نظرات دیگران ( )
    نویسنده: علی
    شنبه 89/4/5 ساعت 11:34 صبح

    شاهنشهی و شد نجفَت مرکز شاهی

    ایوان تو نور است و جهان جمله سیاهی


     

    گر پای کسی در حرمت جای بگیرد

    از لطف خریدار شوی تو به نگاهی


     

    من رعْیتِ مُلک توام ای شاه ولایت

    شاهی بنما و بده بر ما تو پناهی


     

    دیوار حرم، سنگ حرم، صحن و سرایت

    دل را ببرد تا به خدا، گر که بخواهی


     

    گر قسمت من بوسه به خاک نجف افتد

    سخت است بیارم به حرم، بار گناهی


     

    از دور اگر چشم من اُفتد به ضریحت

    گویم که بگردم به فدای تو الهی


     

    گمگشته طوفان بلاها به سراغت

    آید نشود در دو جهان غرق تباهی


     

    دریا مَثَلِ کوچک بحر کرم توست

    می میرد اگر آب ننوشد لب ماهی


     

    از کودکی‌ام حب تو با شیره ی جان داد

    مادر به امیدی که شوم آنچه تو خواهی


     

    یک عمر دلم را به تو بستم که از آن رو

    گویی بمن ای شاه، تو هم جزء سپاهی

    الفبای مردی

     

    از الف اول امام از بعد پیغمبر علی است

    آمر امر الهی شاه دین‌پرور علی است


     

    ب برادر با نبی بیرق فراز دین حق

    بحر احسان باب لطف بی‌حد و بی‌مر علی است


     

    ت تبارک تاج و طاها تخت و نصراله سپاه

    تیغ‌آور خسرو مستغنی از لشگر علی است


     

    ث ثری مقدم ثریا متکا ثابت قدم

    ثانی احمد به ذات کبریا مظهر علی است


     

    ج جاه و قدرش ار خواهی به نزد ذوالجلال

    جل شانه جز نبی از جمله بالاتر علی است


     

    ح حدوثش با قدم مقرون حدیثش حرف حق

    حاکم حکم اللهی حیه در حیدر علی است


     

    خ خداوند ظفر خیبر گشا مرحب شکار

    خسرو ملک ولایت خلق را رهبر علی است


     

    د داماد نبی دست خدا دارای دین

    داعی ایجاد موجودات از داور علی است


     

    ذ ذاتش ذوالجلال و ذالمنن وز ذوالفقار

    ذلت افزا بر عدوی ملحد ابتر علی است


     

    ر رفیع‌القدر و والا رتبه روح افزا سخن

    رهنمای خلق عالم ساقی کوثر علی است


     

    ز زبر دست و زکی و زاهد و زهد آفرین

    زیب بخش مسجد و زینت ده منبر علی است


     

    س سعید و سید و سرور سلونی انتساب

    سر لا رطب و لا یا بس سر و سرور علی است


     

    ش شفیع المذنبین شیر خدا شاه نجف

    شمع ایوان هدایت شافع محشر علی است


     

    ص صدیق و صبور و صالح و صاحب کرم

    صبح صادق از درون شب پدیدآور علی است


     

    ض ضرغام شجاعت پیشه‌ی روشن ضمیر

    ضاربی کز ضربش المضروب لایخبر علی است


     

    ط طبیب طبع‌دان مطلوب ارباب طلب

    طاق نه کاخ مطبق طرح را لنگر علی است


     

    ظ ظهیر ملک و ملت ظاهر و باطن امام

    ظل ممدود خدای خالق اکبر علی است


     

    ع عین‌الله و علی جاه و علام الغیوب

    عالم علم علی الاشیا ز خشک و تر علی است


     

    غ غران شیر یزدان غیرت الله المبین

    غالب اندر غزوه‌ها بر خصم بد گوهر علی است


     

    ف فصیح و فاضل و فخر عرب میر عجم

    فارس میدان مردی فاتح خیبر علی است


     

    ق قلب عالم امکان قسیم خلد و نار

    قاضی روز قیامت خواجه‌ی قنبر علی است


     

    ک کنز علم ماکان و علوم مایکون

    کاشف سر و علن از اکبر و اصغر علی است


     

    ل لطفش شامل احوال کل ما خلق

    لازم التعظیم شاه معدلت گستر علی است


     

    م ممدوح صحف موصوف تورات و زبور

    مصحف انجیل را مصداق و المصدر علی است


     

    ن نظام نه فلک از نام نیکش وز جمال

    نور بخش مهر و ماه و انجم و اختر علی است


     

    و واجب منزلت ممکن نما والا گهر

    واقف از ماوقع و از ما وقع یک سر علی است


     

    هـ هوالهادی المضلین فی الصراط المستقیم

    هر چه بهتر خوانمش صد بار از آن بهتر علی است


     

    ی یدالله فوق ایدیهم یکی از مدح او

    یک سر از یا تا الف هر حرف را مضمر علی است

     

    آدم و نوح و سلیمان و خلیل بی‌خلل

    موسی با اقتدار و عیسی با فر علی است

    جان علی جانان علی ظاهر علی باطن علی

    می علی مینا علی ساقی علی ساغر علی است

    گویی ار مدح علی دیگر چه غم داری صغیر

    یاور خلق جهانی گر ترا یاور علی است
     

    محمدحسین صغیر اصفهانی



  • کلمات کلیدی :
  •     نظرات دیگران ( )

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • گاه می رویـم تا برسیـم‎ ...
    [عناوین آرشیوشده]